
متن مداحی
گفتم که سیلی و رگ قلبم دریده شد گفتم که کوچه و رگ عمرم بریده شد خانه نشینی و غم بیمار خانه، وای گفتم که پهلو و قد سروم خمیده شد دیدم که دست خسته به دیوار مینهد گفتم به خود نسیم جدایی وزیده شد با خویش خلوتی به شب تار داشتم از بس گریستم دلم اینک رمیده شد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.