
متن مداحی
گفتا ارباب که اینجاست همان وعده گهِ یار شفاخانهی هر سینهی غمبار بیایید و گشایید زِ هر ناقهی این قافله محمل که رسیدید به منزل به لب تشنهی ساحل همگی بار گشایید به پا خیمه نمایید که شیران بنیهاشمیان حلقه شدند و همه پردهنشینان زِ پس پرده فرود آمده و خیمه گزیدند همه راه کشیدند بر آن قدم محترم عمّهی سادات که عباس مباهاتکنان گشت رکاب و به روی چشمِ زمین پا زد و آمد به حرم آه کِشان، دلنگران با همهی تلخ تنان هاشمیان دخترکان سمت برادر آه و واویلا صد آه و واویلا میرسد بر گوش نالهی زهرا ساربان را سپس از لطف بفرمود که برخیز و برو اجر تو مشکور برو راز تو مستور برو برو دور تر از دور که مبادا شنوی نالهی من را که غریبانه طلب میکنم از مقتل خود یار مدد کن ببَر همره خود هر چه میخواهی از این قافله از پیرهن و از همهی آنچه که میخواهی و مشتاقی از این دست کریمانهی جود خدا خیز و برو از برِ ما رفت با هدیهی پُربار ولی در دل او ماند همان راز همان وسوسهی نفْس ستمگر آه و واویلا صد آه و واویلا میرسد بر گوش نالهی زهرا فریاد یا محمدا زینب رسید به کربلا دشت تاریک، زمین سرخ، زمان تلخ به هر گوشه تنی بود که صد مزرعهی زخم به بر داشت نه سر داشت نه پَر داشت همه رفته از این خاک همه چاک ببین بیپَر و بیبال ببین بیسر و بیشال در آن گودی گودال فتاده است خداوند کرم بیکفن و حلقهی در دشنه و شمشیر کسی نیست کفن سازدش و خاک کند پیکر صد پارهی او را ولی انگار که اینبار کسی آمده امشب برِ او تا که مگر دفن کند پیکر او نیمه تنِ بیسر او ساربان است که اینگونه سرازیر شده بر دل گودال ولی آمده با نیّت انگشترِ او کاش که میبُرد هم آن را بهخدا برد هم انگشت و هم انگشتریاش را دلِ شب پیش نگاهِ ترِ خواهر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.