
متن مداحی
گفت با در رحم کن، سویش مرو غنچه دارد، سوی پهلویش مرو حمله، طوفان، سوی دود شمع کرد هرچه قوت داشت دشمن، جمع کرد روز، رنگ تیرهی شب را گرفت مجتبی، چشمان زینب را گرفت پای لیلی، چشم مجنون میگریست میخ بر سر میزد و، خون میگریست جوی خون نه، تا به مسجد رود بود دود بود و دود بود و دود بود الهی بشکند دست مغیره میان کوچهها، بی مادرم کرد تو میری و میاد مغیره به اشکای چشم من میخنده عمداً قُنفُذ، جلوی چشمام غلافشو بست یا زهرا...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.