
متن مداحی
گل بر من و جوانی من گریه می کند بلبل به هم زبانی من گریه م یکند من پیر در بهار جوانی شدم که چند بر پیری و جوانی من گریه می کند سکوی قهرمانی من شد پناه در مولا به قهرمانی من گریه می کند نخل مدینه شاهد مظلومی من است بر قامت کمانی من گریه می کند وای مادر وای مادر وای مادر ای پدر بنشین و با من قصه یاور بگو ماجرای محسن شش ماهه و مادر بگو من نمیدانم چرا از میخ در خون می چکد گر تو میدانی پدر اسرار میخ در بگو بابی انت و امی یا اباعبد الله کرم حسین علم حسین یاد داده مادرم فقط بگم حسین هر تپش دلم حسین یاد داده مادرم فقط بگم حسین عشقت اربابم آوارم کرد بد جور صحنت گرفتارم کرد کربلا خواب هر روز من دوری از تو بیمارم کرد ارباب از بس کرامت داره تا محشر هم عنایت داره من اینجا هستم اما روحم تو کربلا اقامت داره
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.