
متن مداحی
گل سر نیست ولی موی سرم هست هنوز تن من آب شد اما اثرم هست هنوز جای سیلی زروی گونه من پاک نشد! ردشلاق بروی کمرم هست هنوز گفتم ای دختر شامی برو وطعنه نزن سایه رحمت بابا به سرم هست هنوز من که از حرمله وزجر نخواهم ترسید دختر فاطمه هستم جگرم هست هنوز گفت که می زنمت اسم پدر را ببری گفتم ای زجر بزن چون سپرم هست هنوز با زمین خوردن من دیده ی خود می بندد شرم در چهره ساقی حرم هست هنوز خاطرت هست که قنداق علی خونی بود؟ همه خاطره ها در نظرم هست هنوز غصه ی معجر من رانخوری بابا جان پاره شد معجرم اما به سرم هست هنوز
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.