
متن مداحی
گنهکارم، گنهکارم، پریشانم، پشیمانم تو میدانی نه سرمانده، نه سامانم، پشیمانم قبول است این که بدکردم، خزانم خستهام، زردم کویرم تشنهام دردم، بیابانم، پشیمانم اگر گردنکشی کردم، همه بود از سرِ جهلم کنون بنگر شبیه بید، لرزانم، پشیمانم از اینکه زیر قولم میزنم باید ببخشی تو از اینکه پای عهدِ خود نمیمانم، پشیمانم شنیدم شرط توبه نمنم اشک است، پس امشب شهادت میدهد بارانِ چشمانم، پشیمانم قسم به عزتت مولا، ندارم طاقت دوزخ میان آتش قهرت نسوزانم، پشیمانم همه فخرم در این عالم، همین باشد که میگوید ازاینکه بنده و مسکینِ سلطانم، پشیمانم بهخاطرخواهیام یا رب، گناهم را ببخش امشب که من عمری غلام شاهِ عطشانم، پشیمانم گریز روضه جانسوز و سکینه با خودش میگفت از اینکه مشکدادم به عموجانم، پشیمانم عموجان غنچهها نشکفته پژمرد بهروی دست عمه دختری مرد مرا یک حرف باشد با تو آنهم اگر بودی، کسی سیلی نمیخورد عباس جانم تو کنون خفتهای اندر بر من داده پیغام تورا دختر من آب ما کی ز عدو میخواهیم ما در این دشت عمو میخواهیم گر نشد آب میسر گردد گو عمو خود به حرم برگردد گر من به حرم برگردم با همان طفل برابر گردم تو بگو من چه بگویم به جواب گر ببیند نه عمو هست و نه آب پهلوون قصههات، دل و زده به دریا آب میاره اگرچه، آب باشه تو ثریا عمو که سقا بشه کار نشد نداره از گریههای اصغر، دلم به غم اسیره یه ذره آب بیارید، بچم داره میمیره نمیدونم که زینب، برا چی بیقراره از تو گوش سه ساله، گوشواره در میاره
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.