
متن مداحی
گونه هایِ دخترت، ترک خورده زخمِ قلبِ من پدر، نمک خورده جانِ من، به لب رسیده خسته ام، قدم خمیده در این سفر بابا 2 جایت خالی بازارِ کوفه کوچه هایِ دشوارِ کوفه رویِ سرم بابا می بارید سنگ از در و دیوارِ کوفه مثلِ زهرا، هی تلاطم کرده ام رویِ نیزه، هی تو را گُم کرده ام اما بابا، آبروتو خریدم پیشِ عمه، هی تبسم کرده ام مثل این که آخرش، عمو فهمید از رو نیزه روی سُرخم و می دید گریه ی، عمو رو دیدم آب شدم، رو خاک چکیدم شبیه اشک تو 2 خیمه ی ما رو غارت کردن گوشواره هارو قیمت کردن گهواره رو هم بردن اما خیال ما رو راحت کردن بابا، بابا، مُردم از دوری بابا بابا، بابا، تا کِی صبوری بابا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.