
متن مداحی
یادمه بچگیام موقع مریضیام مادر میگفت همش بیاید بریم امام رضا اون خودش خوب بلده اونی کسی که رو زده با امیدی اومده و حالشم خیلی بده خودم هر شب میدیدم من صداش رو میشنیدم صدای گریههاشو رو تا که به اسمت رسیدم مادرم ناله داره نذر هر ساله داره نذر روضه خونگی با این که بیحاله داره یا امام رضا مدد..... من و مادر و بابام اشک چشمون به ما آروم آروم میرسیدیم سمت مشهدت اقا یادمه که مادرم تا میاومدیم حرم یه سربند یا رضا میبست همیشه رو سرم تو حرم میگفت آقا پسرم مال شما نذر اسمتون شده اگه گذاشتمش رضا اگه تو شفاش بدی یه کمه صفاش بدی مثل نوکرای خوبت یه کمی بهاش بدی آقای مهربونم من خودم خوب میدونم پسرم عاشقت من پای حرفم میمونم از دلش خبر دارم من که یه پسر دارم من بزرگش کردم و آرزوها به سر دارم حالا من بزرگ شدم دیگه هر ساله خودم این شبا میام که نذر مادر رو ادا کنم واسه تو اشک بریزم من به عشقت مریضم کاش که میشد جونم رو برا تو فدا کنم مادرم حالش بده کنج خونه افتاده حالا من میخوام بیام به جاش خدا خدا کنم دعوتی هم که باشه نوبتی هم که باشه دیگه نوبت منه بیام براش دعا کنم یا امام رضا مدد..... امید آخرمی پناه مادرمی جون مادرت بگو شفاش میدم تا حرمی میخوام اینجا بمونم دعا کن تا بتونم واسه تو همون جوری که گفتی روضه بخونم گفتی یابن الشبیب جدّمون بوده غریب بگو یا شیب الخضیب و بگو یا الخد التریب ای پناه عالمین تو با اشک و شور و شین گقتی واسه هر چی گریه کردی فابک للحسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.