
متن مداحی
یادمه مادرم با یه قلب زار قصه می گفت برا من تو شبای تار لا به لای قصه یا حسین می گفت گاهی گریه اش می گرفت بی اختیار قصه ی شاه و گدا رو قصه ی خون خدا رو قصه ی دشت شقایق قصه ی کرب و بلا رو دیدم مادر بی قراره مث بارون داره می باره لالا لالایی می خونه لا به لای قصه ی شیرخواره الهی خیر ببینه مادرم که آشنام کرده با حرم آخر حسینی شدم باز لقمه های حلال پدرم حسین وای
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.