
متن مداحی
یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه بال و پر می زد کبوتر در میان آشیانه دیدمش در خون نشسته با پر و بال شکسته من خجالت می کشیدم در برش با دست بسته فاطمه جان 4
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.

یاد آن روزی که آتش می کشید از در زبانه بال و پر می زد کبوتر در میان آشیانه دیدمش در خون نشسته با پر و بال شکسته من خجالت می کشیدم در برش با دست بسته فاطمه جان 4
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.