
متن مداحی
کوچه به کوچه گشتهام مِیخانهای نیست این روزها یک عاشق دیوانهای نیست مانند هر شب شمع میسوزد ولیکن افسوس که دور و برش پروانهای نیست انگار خاکِ مُرده پاشیدهاند اینجا این سرزمین بیروضهها ویرانهای نیست یک سال در رنج و گرفتاری میافتد شهری که در آن روضهی ماهانهای نیست باید مصیبتهای زینب را بیان کرد حالا که دیگر بین ما بیگانهای نیست روزی به زلفت شانه میزد دست زینب جز پنجههای شمر حالا شانهای نیست **** عالم علی و نورِ جهانتاب، زینب است مثل علی و مثل نبی، ناب زینب است از جلوههای فاطمه سیراب زینب است تشنه حسین، تشنه حسن، آب زینب است یعنی که پنجتن در یک قاب زینب است این کیست؟ این عقیلهی آقای کربلاست این کیست؟ این که غیرت فردای کربلاست این کیست؟ این رأیت جمیلای کربلاست این کیست؟ حضرت زهرای کربلاست عصمت کم است، صاحب القاب زینب است **** آن روزِ اولی که دیدم تو را دلم رفت یادت اگر بیاید نزدیک کربلا بود در هر گذر من و دل از خوبیِ تو گفتیم گر شهر عاشقت شد، تقصیر ما دوتا بود **** آورده روی دست خودش جان خویش را آماده کرده است دو قرآن خویش را رو کرده است بر همه، شیران خویش را دو گِردبادِ خویش، دو طوفانِ خویش را خورشیدِ این دو اخترِ ناب، زینب است زخم دلِ شکستهی خود را که هم گذاشت إذن دخول خواند، به خیمه قدم گذاشت از خود گذشت و تحفهای از بیش و کم گذاشت سنگِ تمام پیش امیرِ حرم گذاشت قبله حسین باشد و محراب زینب است زینب رسید و باز امام احترام کرد مثل علی، حسین به پایش قیام کرد تا او سلام کرد، خدا هم سلام کرد زینب که است؟ آن که ادب را تمام کرد در کربلا معلمِ آداب، زینب است دو مرد از قبیلهی خود انتخاب کرد آیینه بود و رو به سوی آفتاب کرد با التماس دامن خود را پُر آب کرد بر روی نام مادرش اما حساب کرد فرمود این شکستهدلِ بیتاب، زینب است **** یاد داری پس از عروسیِ من آمدی تو به دیدهبوسیِ من آمدی تو لیک به خواب بودم من از فراقت در اضطراب بودم دِین احسانت بُوَد بر گردنم آمده روز تلافی کردنم عفو کن ای یادگار مادرم سایبانی نیست جز موی سرم زینب و کوچه و بازار کجا زینب و مجلس اغیار کجا زینب و تشت و سرِ یار کجا من عزیز همه بودم که حقیرم کردند با سرِ نیزهنشین وارد شهرش کردند یک سفر آمده بودیم که زهرش کردند در سفر همسفران خاطرهها میگویند آه با خاطرهی شمر ستمگر چه کنم دل گرفته دلهره، تیغ چرا نمیبُره داره اذیت میکنه، بیحیا نمیبُره رحم بهش نمیکنه، شمر ولش نمیکنه نازپروردهی زهرا و علی، زینب را از پیِ دلخوشیِ زادهی مرجانه زدند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.