
متن مداحی
یا نور داره زجر میرسه از دور نمونده چارهای واسم وای عمو عباسم داره میلرزه دست و پام از حرفای روی لبش واویلا میسوزه هنوز جای سیلی دیشبش رو چشمامه کبودی بابا وای از مرد یهودی بابا مادر اومد نبودی بابا (مَنِ الذی ایتمنی بابا حسین)۳ مُردم مثل مادرت کتک خوردم هرکی میبینه منو میگه، رفتنیه دیگه از بالای نی رو سرم میریزه خون حنجرت سیلی خوردم از ساربان تو دستش بود انگشترت هر روز اینجا عذابم میدن گریه کردم به من خندیدن دور نیزت همه رقصیدن (مَنِ الذی ایتمنی بابا حسین)۳ الشام خیزرون و صورت بابام رقیه دخترت جون داد، سر رو زمین افتاد چی بگم از بزم شراب نامحرم بود و زینبت هرچی که میگفتم نزن محکمتر میزد رو لبت از بس طعنه شنیدم بابا خیلی سختی کشیدم بابا بدتر از شام ندیدم بابا (من الذی ایتمنی بابا حسین)
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.