
متن مداحی
از غصهی این فاصله بگذار نگویم أبتا حسین، أبتا حسین یتیمی یعنی شده بی بابا رقیه شده شبیه مادر زهرا رقیه، بابا بابایی از چی بگم برات، خودت بیا ببین من بی هوا، از ناقه افتادم روی زمین اینقدر دووندنم، پام درد میکنه انگار تموم استخونام درد میکنه طعنه از کوفه، تا شم میخورم هر شب بجا غذا، دشنام میخورم شامیا بدن، منو میزدن زجر بی حیا... تا حالا اینقدر حال و روزِ بد نداشتم عادت به ضربِ سیلی و لگد نداشتم بابا بابایی شبیه مادرت، بال و پرم شکست سر به سرم گذاشتن از وقتی سرم شکست دیدی به زخم ما چجور نمک زدن دیدی چجوری عمهی منو کتک زدن با سپر میزدن زینب را تا سحر میزدن زینب را حسین... یه جای سالم دیگه پیکرم نداره شونه زدن که گیسوهای کم نداره شاکیام از سنان، هی میزنه منو خودت بیا ببین کبودی تن منو انصاف حرمله، بگو بخند کنه؟ منو بگیرِ از موی سرم بلند کنِ؟ خیلی بی حالم شبیه محتضر بابا تو رو خدا بیا منم ببر بابا بابا حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.