
متن مداحی
یروحی الاحبهم مشوا عنی اشبدیه ای دلم، عزیزان رفتن از کنارم، چکار کنم؟ باجر یروحی الغرب یشون بیه فردا ای دلم، غریبهها مرا میبرند باجر ماکو رایه || عله الله و عالعبایه فردا نه پرچمی میماند، نه تکیهگاهی جز خدا و عبای او هسه های شلون حیره حسین حیرنی و جفانی الان چه سرگردانیه! حسین منو حیرون کرد و ازم دوری کرد ما امعوِّدنی اعله فکده و لا نسیته و لا نسانی عادت نداشتم به فکرش، اما نه فراموشش کردم و نه او منو استبطه عباس و مشاله و کتله اخذنی و ما خذانی عباس منتظرش بود، رفت پیشش، گفتم منو هم ببر، ولی نبرد اسمع اونین و حوافر و مار الصوت اعله اذانــی نالهها و صدای سم اسبها رو میشنوم، صدای تازیانه رو گوشم میپیچه یا روحی شتکولین || های الونه لحسین ای جانم، چی میخوای بگی؟ این ناله برای حسینه انکسر ظهری اعله الحسین مثل ظهر اعله اخیه کمرم برای حسین شکست، همونطور که کمر برادرش شکست مدری اروحن مدری اظلَّن مدری و المدری اشیحلها؟! نمیدونم برم، یا بمونم، این ندانستن رو چطور حل کنم؟ آخ یا روحی الغریبه المالها قسمه ویه أهلها آخ ای دلِ غریب، که حتی سهمی با خانوادهاش نداره شلون اطر الکوم وحدی هذا لیل و غربه کلها چطور تنها از تپهها بگذرم؟ این شب، همش غربته حسین یعذرنی امن اظلن بس یروحی أمی شکِلها؟ اگر بمونم، حسین منو میبخشه؟ ولی دلم مادرم رو میخواد یِوِن ما أدری شبیه || کلبی ایکلِّی لحکیه نمیدونم چی شده، قلبم داره حرفاشو میخوره ما تنکا لحسین الخطیه آنه الخطیه ظلم به حسین نمیچسبه، منم که گناهکارم مالت الله حسین غالی و لو ذبحوا مالت الله حسین از آنِ خداست، باارزشه حتی اگه ذبحش کنن، باز از آنِ خداست راح اروح ابصفه انامن لیش عاف اعیونی غفله میرم پیشش بخوابم، چرا بیخبر چشمهامو ترک کرد؟ ارد اکله حسین اخذنی کلبی صایر وصله وصله میخوام بهش بگم: حسین منو ببر، قلبم تکهتکه شده غربه باجر موش وجهک المثل وجهک وین أحصله غریبی فردا مثل صورت تو نیست، صورت تو رو دیگه از کجا پیدا کنم؟ امهنَّه ابنومتک های || امبارک راسک اویای مادرت توی خوابته، سرت مبارک کنارمه مو ویاک یحسین های أول مسیه نه، ای حسین، این اولین شب بدون توئه حسین ما ودِّی اعیشن بس بناتک کاظتنی حسین، نمیخوام زنده بمونم، فقط دخترات دلمو گرفتهن أدری آنه امهن و ابوهن آنه ما اعوف الیحبنی میدونم من مادر و پدرشم، من کسی که دوستم داره رو تنها نمیذارم مو مثل روحک جویه تدری احبک بس عفتنی نه مثل روح تو، که میدونه دوستش دارم ولی تنهام گذاشت إنته محد سوه مثلک دللتنی و عذبتنی هیچکس مثل تو نازم رو نکشید و همزمان عذابم نداد شمحله اکبالک الموت || و انته ابنعشی زاتوت چه زیباست مرگ روبروی تو، تو که در نوجوانی از دنیا رفتی و أنه الاغفه اعله ایدیک موش انته اعله ادیه من باید روی دستهای تو بخوابم، نه تو روی دست من الدرب کله و آنه اسولف وین اجینه و وین جنَّه تمام راهو میرم و تعریف میکنم، کجا اومدیم و کجا بودیم نرکض و ناس ابکفانه و نلکه ناس امسبکَّتنه میدویم و بعضیا در کفنان، بعضیا زخمشده افتادن ما امصدکه حسین میت و بالبر اتطشر ضعنه باورم نمیشه حسین مرده، و کاروانش در بیابان پخش و پراست هیج من الله و افزَّن و الکه روحی ابیت أهلنه این از خداست که دویدم و روحم رو توی خونهمون پیدا کردم حلم لو طلع یا عین || اصفنج ساعه بحسین ای چشم، اگر این خواب بود، بیدار شو تا ساعتی با حسین باشم ولو من اصفن اعلیه کلشی ایموت بیه حتی وقتی بهش خیره میشم، همهچی درونم میمیره
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.