
متن مداحی
یه خط بر صورت علی افتاده ، نه ... همان که توی معرکه ایستاده بعد ... عدو از ترس او شده حیران ... رجز خواند و حرامیان ترسیدن از غضب ... در چهره ی علی می دیدن ، پس ... فرار شد کارشان در این میدان ... علیه ابر قدرت ، شاه و شهسوار .... علیه دو ابرویش تیغ ذوالفقار ... علیه ، خدا شد به صوت تو دچار ... علیه ، علیه ، زند چون شیران به کار و زار ... علیه ، کند هر رو بَه صفت شکار ... علیه ، سپهسالار کوه اقتدار ... علیه ، دَمش غرانه و تیغ او برانه ... و ثانی یزدانه و حی لا یموت ، علی ... رخش شاهانه و رزم او جانانه ... اسم او درمانه ، ذکر هر قنوت ، علی ... اسدالله یا حیدر ... ***** جنم می ریزد از دو چشمان تو یا علی ... شوری به پا شده در لشکر ، تا زمین می لرزد از قدم هایت ... ببند دستمال زردو بر پیشانی تا عجل ، سایه کند به روی دشمن با دمی از کوبش رجزهایت ... علیه ، فلک تکیه کرده بر او ... علیه ، درآرد رزم تو در تو ... علیه ، و رقص شمشیرش جادو ... علیه ، علیه ، نشد کَس با تو رو در رو ... علیه ، مگر که پیشت زد زانو ... علیه ، ولا اله الا هو ، علیه ... روضه آن تدبیر تو ، لحن در تکبیر تو ... نطق با تاثیر تو ، جان گرفته حسنت ، اکثیر تو حرکت شمشیر تو ، پسرت پیگیر تو ... به تو رفته حسنت ... اسدالله ، یا حیدر ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.