
متن مداحی
یه دختر شامی تو کوچهها یهو زمین خورد جلوی چشا باباش زود اومد بغلش گرفت وقتی صدا زد بابامو میخوام (پس چرا من که میخورم زمین سنان میاد مشکلو حل کنه؟)2 پا نمیشم این دفعه چون باید (بابام بیاد منو بغل کنه)2 (امّا بابا نیومد شمر اومد بهم لگد زد گفت پاشو)2 (یه عالمه حرف بد زد دیگه نمیگم حرفاشو)2 امون ای دل، امون ای دل.... بعد همون شبی که گم شدم مرگمو از خدا میخوام همین تقصیرمن چی بود هولم دادن؟ از روی ناقه افتادم زمین تنهایی خیلی ترسیدم ولی یه فکری هی آرامشم میداد عموم اگه بفهمه گم شدم دنبالم هرجوری باشه میاد (امّا عمو نیومد زَجر اومد همون که دستش سنگینه)2 یجوری محکم سیلی زد (دیگه چشام تار میبینه)2 امون ای دل، امون ای دل....
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.