
متن مداحی
یه سال و نیم کارمه اشک و آه یادم نِمیره، گودی قتلگاه با لب تشنه، جون دادی رو خاکا برات بمیرم، میزدی دست و پا با پا روی سینهت نشست قلبم رو بدجوری شکست از بالا تل، میدیدمت خنجرش رو گرفت تو دست دوره کردنت حسینم، بین هلهله تو گودال از تو خاطرم نِمیره، افتادی میون جنجال وای غریبِ مادرم... وای شهید بیسرم... تو قتلگاه، افتاده بودی بیجون از ضعف و تشنگی نداشتی توون گریه میکردم، خودمو میزدم پیچیده بود، دور و برم بوی خون لبتشنه سر بریدنت، پامال کردن پیروهنت یادم نِمیره که داداش، روی خاکا کشیدنت بین اون همه ازدحام خندیدن به اشک چشام ما کجا اسیری کجا! اهلبیتو بردن به شام وای غریبِ مادرم... وای شهید بیسرم تو رفتی و من موندم و دخترا تاول پا و غارت خیمهها مُردم از اون لحظهای که رأس تو جلو چشام، زدن به رو نیزهها وای من از شامِ بلا، از خندهها و طعنهها سنگ رو بام کوچهها، بزم مِی و تشت طلا زینب بمیره برات از جسارت دشمنات تا که دید میخونی قرآن، خِیزرون میزد رو لبات وای غریبِ مادرم وای شهید بیسرم...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.