
متن مداحی
یه عاشق، به جرم بی گناهی میون قتلگاهی، صدا می زد خداشو یه خواهر، نمی تونست بشنوه میون این همهمه، قشنگی صداشو عزیزم، رسم زمونه اینه هر کسی با علیه، آخر غریب می مونه بابامون، همیشه با تو می گفت گل پسرم شهادت، عاقبت جنونه بدنه تو پر از زخمه بزار اشکام بشه مرهم بزار زینب بیاد پیشت بزار بارون بشم نم نم حسین جان، (غریب مادر من)3 یه اسب و، یه زین واژگون و یه یال غرق خون و، زخمهای بی شماری یه دختر، می گه با اسب بابا مگه قرار نذاشتی، که بابامو بیاری یه تشنه، که بی رمق رو خاکا پیکرش رو به دستِ، تیغ و سنان سپرده یه دشنه، که هرچه قدر تونسته از یک گلوی تشنه، آب گوارا خورده میون سجده ی آخر، جلو چشمهای پیغمبر تو رو کُشتند و می گفتی برو خواهر برو خواهر حسین جان، (غریب مادر من)3 برادر، افتاده توی گودال دور و برش پره از، نیزه های شکسته یه خواهر، رو تلّ زینبیه دست رو سرش گذاشته، دخیل گریه بسته یه عدّه، برا تشیع جنازه با اسب و نعل تازه، حسین رو دوره کردن یه عدّه، به نیّت جسارت برای قتل و غارت، رو به حرم آوردند یکی دنبال گوشواره، یکی دنبال گهواره یکی پشت خیام رفته دنبال رأس شیرخواره حسین جان، (غریب مادر من)3
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.