
متن مداحی
یه کربلای کوچیکه اتاقم که میشه مهر تربتت چراغم به اشک بیشتر میشه اشتیاقم هرچی بشه کم نمیشه علاقم (با یه خواب حَرم بیا سراغم)۲ منی که عاشق این اتفاقم دوست امام رضا خاک رواقم هرچی بشه کم نمیشه علاقم (اونوَر دنیا اسمتو بردم میگفتن: اونکه بچهشیرخوارهاش شفای بچهی منو داده زندگیمون فدای گهوارهاش)۲ میدونی که فراری از فراغم فکر یه خونه گوشهی عراقم کار دلم شده روز و شبا غم تو زودتر از عجل بیا سراغم منی که عاشق این اتفاقم به مرگ بیشتر میشه اشتیاقم هرچی بشه کم نمیشه علاقم یه ذره از خاک حرم بردم اینهمه قربون صدقهات میرم مرده رو زنده میکنه تربت من ولی واسهی تو میمیرم یکی دستور میداد: غارتش کنید (خواهرش داد میزد: راحتش کنید)۲ (دافِعَ البَلایا)۲ سنان سیلی میزنه به کعبه الردایا دافِعَ البَلایا (غریب گیر آوردنش چه کنم خدایا؟)۲ رو سیاه بودن نصف جمعیت همه تو قتلگاه بودن بی ادب بودن خیلیاشون از کشتنت عقب بودن نیمهی شب گریه بر اون لباس میکنم خواب میبینم به شمر التماس میکنم تنت رو از زیر لگد خلاص میکنم خواب میبینم به شمر التماس میکنم نیزه خم میشد هرچی بیشتر میگذشت از تو کم میشد دشمنت بودن خیلیا فکر بعد کشتنت بودن روضهی قتلگاهتو مرور میکنم از بغل تن زخمیت عبور میکنم النگومو میدم سنان رو دور میکنم دختر فاطمه بازار، خدا رحم کند چادر پاره و انزار، خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطرهی بد داریم شود این حادسه تکرار، خدا رحم کند یک زن و قافله و خندهی نامحرمها بر اسیران گرفتار، خدا رحم کند حسین یک شبه پیر شدی یا زِ تنور آمدهای یک سر و اینهمه آزار، خدا رحم کند نیزهداران همه مستند نیفتی پائین؟ هنجرت خوب نگهدار، خدا رحم کند گیسویت کم شده و این جگرم میسوزد بر من و زلف خم یار، خدا رحم کند دست انداخت یکی پردهی محمل را کند جلوی چشم علمدار،خدا رحم کند حسین ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.