
متن مداحی
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود توی ویرونهی یک شهر غریب یه فرشته منتظر نشسته بود روزا که دخترا میان رقیه رو نِگا کنن اما گوشام نمیشنوه اگه منو صدا کنن بابا اینا نمیتونن منو ازت جدا کنن میای کنارم خودم میدونم هر چقدم باشه منتظر میمونم پیدا نشد گل سرم بابا کجایی قربونت برم بابا بیا که من منتظرم بابا یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود قصهی دختر شاه آخر کار میرسه به شهر مردم حسود دیدی که گفتم آخرش من و تو رو نظر زدن دیدی بابا با تازیانه ما رو اونقدر زدن دیدی حتی تو خواب منو بابایی بیخبر زدن اون وقتی که زجر دنبالم افتاد تا برسم به کاروان منو کتک زد خیلی دلم شکسته شد بابا نماز من نشسته شد بابا بیا که عمه خسته شد بابا کجایی قربونت برم بابا ۲ یـکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه یتیم بود و سر بابا که داشت اثر کعب نی و آتیش و دود ای وای بابا ببین به ما چجوری آب و نون میدن ای وای ببین که چهرهمو به همین دیگه نشون میدن ای وای سرت میفته وقتی نیزه رو تکون میدن بوسهی آتیش به موی من خورد سنگی که از سرت گذشت به روی من خورد سفیده موهای سرم بابا چیزی نموند از چادرم بابا معجر نمونده تو حرم بابا الهی قربونت بشم بابا۲
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.