
متن مداحی
یکی دستور میداد؛ غارتش کنید خواهرش داد میزد؛ راحتش کنید دافع البلایا؛ سنان سیلی میزنه به کعبة الرزایا دافع البلایا؛ غریب گیر آوردنش، چه کار کنم خدایا؟! (خون تو شد مباح، زخمی بی پناه) دستهجمعی باهم؛ میزدن شدید یه نفر میگفتش؛ جایزهم بدید حرف بد شنیدم؛ گشتم ولی دور و برم یه مَحرمم ندیدم حرف بد شنیدم؛ به سختی نیزه از تنِ برادرم کشیدم (خون تو شد مباح، زخمی بی پناه)
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.