
متن مداحی
یک عمر انتظار کشیدم نیامدی دل از حیات خویش بریدم نیامدی پشتم شکست و پای ز ره ماند وقد خمید کوه فراق بـردم و دیـدم نیامـدی مانند یک نهال که در باد خم شود از درد انتظار خمیـدم نیامـدی طاقت ز دست دادم و صبرم، تمام شد دل را بـه جای جامه دریدم نیامدی دیگر میان خانه به دوشان علم شدم از بس که در قفات دویدم نیامدی بسکه دویدم عقب قافله پای من از ره شده پر آبله
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.