
متن مداحی
گفتم به فلک یگانهی دوران کیست؟ فریاد بر آورد که زینب، زینب، زینب (یا زینب)۳ در عمر زندگانیِ پنجاه سالم این اولین نماز فُرادای زینب است دارند سمت من صدقه پرت میکنند خرمای نخلها جلوی پای زینب طوری قدم زدهام که همه باخبر شوند کاخ یزید زیر قدمهای زینب است یادش بخیر روز و شبم با حسین بود هر خندهای به روی لبم یا حسین بود وقتی که رفت پیر شدم، ناتوان شدم آتش گرفت خیمه و بیسایبان شدم حسین جان ای کعبه تازیانه خورده ای سنگ به روی شانه خورده خَشمَت جگر از سپاه میبُرد عباس به تو پناه میبُرد تا روی به قتلگاه کردی یک گوشه فقط نگاه کردی دیدی سر ماه را کسی برد مگه یادم میره گونی به دست خولی ملعون مگه یادم میره دزدیده بود سرِ پر از خون مگه یادم میره شَرّی که شمر اونجا به پا کرد مگه یادم میره با چکمههاش با تو چهها کرد خون گریه میکنم واسه اون لحظه که دیدی بیحیا بهت میخنده داره دستاتو میبنده خون گریه میکنم تو کجا با ملاء عام تو رو بردنت خرابه، دردم از بزم شرابه (عمّه جانم، عمّه جانم، عمّه جانِ قد کمانم)۳
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.